۸ خودروی عجیب با موتور فولکسواگن که باور نمیکنید در برزیل ساخته شدهاند
اگر نام فولکسواگن را بشنوید، احتمالاً اولین خودروهایی که به ذهنتان میرسند بیتل، گلف یا شاید پاسات باشند. اما در گوشه دیگری از دنیا، موتورهای فولکسواگن زیر کاپوت خودروهایی قرار گرفتند که بعضی از آنها هیچ شباهتی به محصولات معمول این برند آلمانی نداشتند.
برزیل یکی از جالبترین فصلهای این داستان را رقم زده است.
در دورهای که محدودیتهای واردات، ورود خودروهای خارجی به بازار برزیل را دشوار کرده بود، سازندگان محلی فرصت پیدا کردند سراغ ایدههای متفاوتی بروند. نتیجه، مجموعهای از خودروهای اسپرت، کوپهها، مدلهای فایبرگلاس و حتی ماشینهایی با ظاهر خودروهای اروپایی بود که بخش مهمی از قطعات فنی آنها از محصولات فولکسواگن تأمین میشد.
بعضی از این خودروها امروز آنقدر کمیاباند که حتی بسیاری از علاقهمندان جدی خودرو هم نامشان را نشنیدهاند.
در ادامه با ۸ خودروی خاص برزیلی آشنا میشویم که هرکدام به شکلی با مهندسی فولکسواگن پیوند خوردهاند.
چرا این همه خودروی عجیب با موتور فولکسواگن در برزیل ساخته شد؟
برای فهمیدن داستان این خودروها باید کمی به عقب برگردیم.
بازار خودروی برزیل برای سالها تحت سیاستهای حمایتی و محدودیتهای وارداتی قرار داشت. این شرایط از یک طرف دسترسی خریداران به بسیاری از خودروهای خارجی را محدود میکرد و از طرف دیگر فرصتی برای شرکتهای کوچک داخلی به وجود آورد تا خودروهای متفاوت خودشان را بسازند.
اما ساخت یک خودرو از صفر کار سادهای نبود.
طراحی موتور، گیربکس و مجموعه کامل قوای محرکه به سرمایه و زیرساخت مهندسی زیادی نیاز داشت. در مقابل، استفاده از قطعات مکانیکی خودروهایی که در داخل برزیل تولید میشدند، مسیر بسیار سادهتری پیش پای خودروسازان کوچک قرار میداد.
فولکسواگن در این میان نقش مهمی داشت.
محبوبیت محصولات این شرکت و دسترسی به مجموعههای فنی آن باعث شد برخی سازندگان برزیلی بدنه و طراحی اختصاصی خود را با قطعات و موتورهای فولکسواگن ترکیب کنند.
نتیجه گاهی یک خودروی اسپرت سبک بود و گاهی محصولی که ظاهرش بیشتر یادآور خودروهای لوکس و اسپرت اروپایی بود تا یک فولکسواگن.
۱. Miura Sport؛ کوپهای برزیلی با ظاهری کاملاً متفاوت
وقتی برای اولین بار Miura Sport را ببینید، احتمالاً حدس نمیزنید که در بخش فنی آن ردپای فولکسواگن وجود داشته باشد.
این خودرو محصول شرکت برزیلی Miura بود و با بدنهای کمارتفاع، طراحی زاویهدار و چراغهای مخفیشونده، تلاش میکرد ظاهر یک کوپه اسپرت متفاوت را ارائه دهد.
اما زیر این طراحی خاص، از مجموعه فنی فولکسواگن استفاده شده بود.
نسخه اولیه Miura Sport به یک موتور چهار سیلندر تخت هواخنک ۱.۶ لیتری فولکسواگن مجهز بود؛ موتوری که با چیزی که ظاهر خودرو وعده میداد، تضاد جالبی ایجاد میکرد.
Miura بعدها مدلهای دیگری هم تولید کرد و حتی در برخی محصولاتش امکاناتی ارائه میداد که برای خودروهای آن دوره برزیل جالب توجه بودند.
Miura Sport نمونه خوبی از فرمولی است که در ادامه این فهرست بارها میبینیم:
طراحی اختصاصی و جسورانه در کنار استفاده از قطعات فنی در دسترس فولکسواگن.
۲. L’Automobile Ventura؛ وقتی برزیلیها سراغ ظاهر خودروهای اروپایی رفتند
Ventura یکی دیگر از خودروهایی است که داستان صنعت خودروی خاص برزیل را بهخوبی نشان میدهد.
این خودرو توسط L’Automobile ساخته شد و طراحی آن حالوهوای خودروهای اسپرت اروپایی آن دوران را داشت. بدنه فایبرگلاس و فرم متفاوت خودرو باعث میشد Ventura در خیابان بهراحتی از محصولات عادی بازار قابل تشخیص باشد.
اما بخش فنی داستان دوباره ما را به فولکسواگن میرساند.
Ventura از مجموعه فنی مبتنی بر فولکسواگن استفاده میکرد و همین موضوع امکان ساخت یک خودروی اسپرت با هزینه و پیچیدگی کمتر را برای سازنده فراهم میکرد.
این دقیقاً همان رویکردی بود که بسیاری از شرکتهای کوچک برزیلی دنبال میکردند؛ بهجای صرف هزینه سنگین برای توسعه کامل قوای محرکه، روی طراحی بدنه و ایجاد هویت متفاوت تمرکز میکردند.
به همین دلیل ممکن بود خودرویی ببینید که از بیرون بسیار خاص و کمیاب به نظر میرسید، اما بخشهایی از مهندسی آن برای تعمیرکاران فولکسواگن کاملاً آشنا بود.
۳. Bianco S؛ خودروی اسپرتی که از دنیای مسابقات آمد
Bianco S داستان متفاوتی دارد.
این خودرو با نام طراح و راننده مسابقهای ایتالیاییتبار، Toni Bianco، گره خورده است؛ فردی که سابقه فعالیت در دنیای خودروهای مسابقهای برزیل را داشت.
همین پیشینه را میتوان در فرم کلی Bianco S هم مشاهده کرد.
بدنه فایبرگلاس، ارتفاع کم و فرم اسپرت باعث شده بود این خودرو نسبت به بسیاری از محصولات عادی بازار برزیل شخصیت کاملاً متفاوتی داشته باشد.
با وجود ظاهر اسپرت، در بخش فنی باز هم یک نام آشنا دیده میشد: فولکسواگن.
Bianco S از موتور چهار سیلندر تخت ۱.۶ لیتری هواخنک فولکسواگن استفاده میکرد. ترکیبی که شاید روی کاغذ چندان هیجانانگیز به نظر نرسد، اما وزن نسبتاً پایین خودرو باعث میشد فلسفه ساخت آن بیشتر بر سادگی و سبکی متمرکز باشد تا قدرت بسیار زیاد.
تعداد تولید محدود نیز باعث شده Bianco S امروز یکی از خودروهای خاص و کمترشناختهشده تاریخ خودروسازی برزیل باشد.
۴. Lobini H1؛ این یکی دیگر شبیه خودروهای قدیمی فولکسواگن نبود
اگر سه خودروی قبلی شما را به یاد دوران موتورهای هواخنک فولکسواگن انداختند، Lobini H1 داستان متفاوتی دارد.
این خودرو متعلق به دوره بسیار جدیدتری است و ظاهر آن نیز کاملاً این موضوع را نشان میدهد.
Lobini H1 یک خودروی اسپرت موتور وسط برزیلی بود که طراحی کمارتفاع و تناسبات بدنه آن بیشتر به خودروهای اسپرت تخصصی شباهت داشت تا محصولات اقتصادی فولکسواگن.
اما جذابترین بخش H1 زیر بدنه قرار داشت.
در این خودرو از موتور ۱.۸ لیتری توربوشارژ فولکسواگن استفاده شده بود؛ پیشرانهای که با خانواده موتورهای استفادهشده در محصولاتی مانند Golf GTI ارتباط داشت.
قدرت بیشتر، وزن پایین و قرارگیری موتور در بخش میانی باعث شده بود H1 از نظر فلسفه ساخت فاصله زیادی با خودروهای سادهای داشته باشد که چند دهه قبل با موتورهای هواخنک فولکسواگن در برزیل ساخته میشدند.
در واقع Lobini H1 نشان میدهد داستان استفاده خودروسازان کوچک برزیلی از مهندسی فولکسواگن فقط به دهههای گذشته محدود نشده است.
۵. Gurgel Xavante X-۱۰؛ این بار خبری از یک کوپه اسپرت نیست
تا اینجا بیشتر خودروهای فهرست ظاهری اسپرت داشتند؛ اما Gurgel Xavante X-۱۰ مسیر کاملاً متفاوتی را دنبال میکرد.
Gurgel یکی از نامهای مهم در تاریخ خودروسازی مستقل برزیل است و محصولات این شرکت معمولاً با رویکردی کاربردی و متفاوت طراحی میشدند.
Xavante X-۱۰ نیز بهجای اینکه یک کوپه جذاب برای خیابان باشد، ظاهری خشنتر و کاربردیتر داشت و برای استفاده در مسیرهایی فراتر از خیابانهای معمول طراحی شده بود.
نکته جالب اینجاست که در قلب این خودرو نیز فناوری آشنای فولکسواگن حضور داشت.
Gurgel برای Xavante از مجموعه فنی فولکسواگن استفاده کرد؛ تصمیمی که دسترسی به قطعات، سادگی مکانیکی و تعمیرپذیری را برای چنین خودرویی منطقی میکرد.
اما مهندسان Gurgel صرفاً یک بدنه متفاوت روی شاسی فولکسواگن قرار ندادند. این شرکت برای ساخت محصولات خود ایدهها و راهکارهای اختصاصی داشت و تلاش میکرد خودروهایی متناسب با شرایط بازار و جادههای برزیل تولید کند.
به همین دلیل Xavante X-۱۰ را میتوان یکی از متفاوتترین اعضای این فهرست دانست؛ خودرویی که نشان میدهد قطعات فولکسواگن فقط پایه ساخت کوپههای اسپرت و خودروهای فانتزی برزیلی نبودند.
چهار خودروی دیگر این فهرست حتی عجیبتر هستند؛ از یک مینیخودروی بسیار کوچک گرفته تا یک اسپرت گوهایشکل توربو و مدلی که به یکی از شناختهشدهترین خودروهای اسپرت مستقل برزیل تبدیل شد.
۶. Dacon ۸۲۸؛ مینیخودرویی که میخواست یک پورشه کوچک باشد!
اگر فکر میکنید خودروهای قبلی این فهرست عجیب بودند، Dacon ۸۲۸ احتمالاً نظرتان را عوض میکند.
Dacon شرکتی برزیلی بود که سابقه فعالیت با پورشه را داشت؛ اما محدودیت واردات خودرو در برزیل، شرایط را تغییر داد. نتیجه یکی از جالبترین خودروهای این فهرست بود: یک خودروی فوقالعاده کوچک که از بعضی زوایا، مخصوصاً در قسمت عقب، شباهتهایی به پورشه ۹۲۸ داشت.
طراحی Dacon ۸۲۸ توسط Anísio Campos انجام شد و طول خودرو تنها حدود ۲.۵ متر بود. با چنین ابعادی، ۸۲۸ بیشتر شبیه یک مینیخودروی شهری به نظر میرسید تا محصولی که بخواهد تداعیکننده یک پورشه باشد.
اما داستان زمانی جالبتر میشود که سراغ بخش فنی برویم.
Dacon ۸۲۸ از موتور ۱.۶ لیتری چهار سیلندر تخت فولکسواگن استفاده میکرد که به یک گیربکس چهارسرعته متصل شده بود.
قدرت این موتور در نسخه بنزینی حدود ۶۵ اسب بخار بود؛ عددی که شاید امروز بسیار کم به نظر برسد، اما باید ابعاد و وزن این خودرو را هم در نظر گرفت.
تولید بسیار محدود ۸۲۸ نیز آن را به یک خودروی واقعاً کمیاب تبدیل کرده است. منابع مختلف تعداد تولید را حدود ۴۷ دستگاه اعلام کردهاند.
به این ترتیب، Dacon ۸۲۸ ترکیبی عجیب از سه دنیا بود: ابعاد یک خودروی شهری بسیار کوچک، نشانههایی از طراحی پورشه و قوای فنی فولکسواگن.
۷. Hofstetter Turbo؛ سوپراسپرت برزیلی با قلب فولکسواگن
Hofstetter Turbo احتمالاً یکی از خودروهایی است که بیشترین شانس را برای متعجب کردن شما دارد.
اگر بدون دانستن نام خودرو تصویری از آن ببینید، شاید تصور کنید با یک کانسپت ایتالیایی یا یکی از سوپراسپرتهای عجیب دهه ۱۹۸۰ روبهرو شدهاید.
بدنه گوهایشکل، ارتفاع بسیار کم و درهای گالوینگ باعث شده بودند Hofstetter Turbo ظاهری کاملاً متفاوت با خودروهای عادی بازار برزیل داشته باشد.
حتی داخل کابین نیز داستان ادامه داشت و خودرو به داشبورد دیجیتال مجهز شده بود؛ ویژگیای که در دهه ۱۹۸۰ کاملاً آیندهنگرانه به نظر میرسید.
اما زیر این ظاهر عجیب، باز هم نام فولکسواگن دیده میشود.
نسخه تولیدی Hofstetter ابتدا از موتور ۱.۸ لیتری فولکسواگن استفاده میکرد که با اضافه شدن توربوشارژر، قدرت آن به حدود ۱۴۰ اسب بخار میرسید.
داستان همینجا تمام نشد.
در نمونههای بعدی، موتور ۲ لیتری فولکسواگن نیز مورد استفاده قرار گرفت و قدرت نسخههای قویتر به حدود ۲۱۰ اسب بخار رسید؛ رقمی بسیار قابلتوجه برای یک خودروی اسپرت برزیلی در آن دوره.
طبق گزارش Quatro Rodas، تنها ۱۸ دستگاه Hofstetter Turbo تا زمان پایان فعالیت مجموعه ساخته شد.
همین تیراژ بسیار پایین باعث شده امروز Hofstetter یکی از کمیابترین و عجیبترین خودروهای اسپرت برزیلی باشد.
۸. Puma GT؛ یکی از مهمترین خودروهای اسپرت مستقل برزیل
برخلاف بعضی از خودروهای ناشناخته این فهرست، نام Puma برای علاقهمندان جدی خودروهای کلاسیک برزیلی آشناتر است.
اما داستان Puma GT یک نکته مهم دارد:
این خودرو از ابتدا با موتور فولکسواگن متولد نشد.
نمونههای اولیه Puma از مجموعه فنی DKW استفاده میکردند؛ اما پس از پایان تولید محصولات DKW در برزیل، شرکت Puma مجبور شد برای ادامه مسیر به دنبال مجموعه فنی دیگری بگردد.
اینجا بود که فولکسواگن وارد داستان شد.
برای نسخه جدید Puma GT از مجموعه مکانیکی عقب ۱۵۰۰ سیسی فولکسواگن استفاده شد و شاسی Karmann Ghia با فاصله محوری کوتاهشده، پایه ساخت خودرو را تشکیل داد.
روی این مجموعه فنی، بدنهای سبک و بسیار متفاوت قرار گرفت.
فرم نرم بدنه، ارتفاع پایین و ورودیهای هوای جانبی باعث شده بودند Puma GT ظاهر یک خودروی اسپرت واقعی را داشته باشد؛ حتی اگر زیر پوسته آن مجموعهای از قطعات آشنای فولکسواگن قرار گرفته بود.
این دقیقاً همان فرمولی است که بخش بزرگی از خودروهای این مقاله را به وجود آورد:
استفاده از یک مجموعه فنی امتحانپسداده و ساخت یک شخصیت کاملاً جدید در اطراف آن.
جالبتر اینکه ارتباط Puma با فولکسواگن حتی در دوران جدید نیز ادامه پیدا کرده است. نسخه مدرن Puma GT Lumimari با موتور ۱.۶ لیتری توربوی فولکسواگن معرفی شد که ۲۰۵ اسب بخار قدرت تولید میکند.
یعنی داستانی که چند دهه قبل با استفاده از قطعات فولکسواگن آغاز شده بود، در نسل جدید Puma هم به شکلی متفاوت ادامه پیدا کرد.
چرا موتورهای فولکسواگن انتخاب محبوب خودروسازان کوچک برزیلی بودند؟
بعد از دیدن این ۸ خودرو یک سؤال طبیعی ایجاد میشود:
چرا نام فولکسواگن اینقدر در میان خودروهای خاص برزیلی دیده میشود؟
بخش مهمی از پاسخ به شرایط صنعت خودرو این کشور برمیگردد.
برای یک شرکت کوچک، طراحی و تولید موتور و گیربکس اختصاصی نیازمند سرمایه، دانش مهندسی، خطوط تولید و آزمایشهای گسترده بود. استفاده از مجموعههای فنی موجود میتوانست بخش بزرگی از این پیچیدگی را حذف کند.
حضور گسترده فولکسواگن در برزیل نیز مجموعههای فنی این شرکت را به گزینهای در دسترس برای برخی سازندگان مستقل تبدیل کرده بود.
در نتیجه، طراح میتوانست بخش بیشتری از منابع خود را روی بدنه، شاسی، وزن و هویت خودرو متمرکز کند.
همین موضوع تضاد جذابی ایجاد کرد.
در برخی خودروها کافی بود بدنه را کنار بزنید تا زیر ظاهر عجیب و متفاوتشان با یک موتور آشنای فولکسواگن روبهرو شوید.
از موتور بیتل تا موتور توربوی گلف
شاید جذابترین نکته این فهرست، تنوع استفاده از فناوری فولکسواگن باشد.
در یک طرف خودروهایی مانند Dacon ۸۲۸ قرار دارند که از موتور ۱.۶ لیتری Boxer فولکسواگن استفاده میکردند.
در طرف دیگر Lobini H1 را داریم که چند دهه بعد با موتور ۱.۸ لیتری توربوشارژ فولکسواگن وارد میدان شد.
Hofstetter نیز نشان داد یک موتور فولکسواگن با اضافه شدن توربوشارژر میتواند قلب یک خودروی اسپرت بسیار خاص باشد.
بنابراین با یک داستان محدود به «چند خودروی فایبرگلاس با موتور بیتل» مواجه نیستیم.
ما درباره چند دهه از تاریخ خودروسازی مستقل برزیل صحبت میکنیم که در بخشهایی از آن، مهندسی فولکسواگن به بستری برای ساخت خودروهایی کاملاً متفاوت تبدیل شد.
جمعبندی؛ خودروهایی که احتمالاً فولکسواگن بودنشان را حدس نمیزدید
Miura Sport، Ventura، Bianco S، Lobini H1، Gurgel Xavante X-۱۰، Dacon ۸۲۸، Hofstetter Turbo، Puma GT از نظر طراحی، دوره ساخت و هدف تولید تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند.
بعضی برای خیابان ساخته شدند، بعضی ظاهر یک سوپراسپرت را داشتند و بعضی مانند Xavante حتی سراغ مسیرهای خارج جاده رفتند.
اما یک نقطه مشترک جالب میان همه آنها وجود دارد:
ردپایی از مهندسی فولکسواگن.
شرایط خاص بازار برزیل باعث شد شرکتهای کوچک بهجای توسعه همه اجزای خودرو از صفر، از قطعات فنی موجود استفاده کنند و انرژی خود را روی خلق محصولاتی متفاوت بگذارند.
نتیجه هم خودروهایی شد که امروز بخشی جذاب و کمترشناختهشده از تاریخ صنعت خودرو هستند.
شاید به همین دلیل است که نگاه کردن به تصاویر این خودروها هنوز جذاب است؛ چون در بسیاری از موارد، هیچ نشانهای در ظاهرشان وجود ندارد که به شما بگوید زیر آن بدنه عجیب، قطعاتی از یک فولکسواگن پنهان شده است.







